رسانه همان پیام است...

مارشال مک لوهان جمله ای معروف داره که میگه "رسانه همان پیام است"، به این معنی که رسانه ها ابزارهایی خنثی نیستند که صرفاً ظرفی برای مظروفشون یعنی پیام ها باشند. به عبارتی اینطوری نیست که بگیم تلویزیون یا رادیو ابزارهایی خنثی هستند و پیام های اونهاست که برچسب خوب و بد میگیره، بلکه خود رسانه ها هم بار ارزشی دارن. یعنی بعد از گذشت مدت زمانی خود رسانه ها جایگزین پیام ها میشن و به عبارتی شکل و قالب رسانه ها و ماهیت اونهاست که شکل زندگی مخاطبان رو می سازند و جهت میدن.. به سخنی دیگر زمانی که افراد از رادیو استفاده می کنند تا زمانی که از تلویزیون استفاده می کنند، سبک فعالیت هاشون فرق می کنه، یا اینکه هر پیامی رو نمیشه از طریق رادیو فرستاد، بلکه فقط پیام هایی که به شکل شنیداری هستند و قابل تبدیل شدن به این رسانه هستند قابلیت انتقال و به کارگیری رو دارند... بعد از چندی شکل روابط افراد در قالب رسانه های شنیداری در میاد... یا زمانی که رسانه ها به گونه باشند که صرفاً پیام های متنی رو بشه به کار گرفت و انتقال داد دوباره روابط آدم ها تغییر می کنه... به عبارتی این خود محتوا نیست که مهمه، بلکه خود رسانه و قابلیت های اونه که روابط آدم ها رو تغییر میده...

چی رو می خوام از این مطلب نتیجه بگیرم، یکی این که نگاه ما گاهی اوقات به رسانه ها خیلی نگاه خامی است، به عبارتی ابزارهای ساده ای نیستند که صرفاً به فکر تهیه محتوای اونها باشیم و دغدغه خوب و بد این رسانه ها رو داشته باشیم، بلکه خود رسانه ها اقتضای خاص خودشون رو دارن. اگه کامپیوتر رو میایم و گاهی مقام استاد و معلم و حضور چهره به چهره رو تقلیل میدیم به صرف دسترسی به رسانه ای به نام کامپیوتر، باید نگاه کنیم ببینم با روابط ها چکار می کنه، آرایش ارتباطی ما رو به چه صورت در میاره، نه اینکه صرفاً به فکر تهیه محتوایی با ارزش و تعاملی واسه اون بیفتیم...

از طرف دیگه رسانه های غالب و قدرت به کارگیری اونها و داشتن سواد برای برقراری ارتباط با اونها و تولید پیام های متناسب با اونهاست که باعث میشه افراد برچسب متخصص، متبحر، با سواد و با مهارت به خودشون بگیرن، در حالیکه فکر می کنم باید گاهی یه قدم به عقب برگشت و به ماهیت خود رسانه ها و اینکه اگه این رسانه رو وارد فرایند ارتباطی خودمون می کنیم، چی رو از ما میگیره و در عوض چی به ما میده نگاهی بیندازیم...

مورد دیگه اینکه رابطه رسانه ها و انسانی که اون رو به کار میگیره در ابتدا به این صورته که انسان عامله و اون ابزار، در حالیکه بعد از گذشت زمانی عاملیت رسانه بیشتر میشه.... و گاهی حتی انسان میشه ابزار و اون میشه عامل! امروزه مصداق معلم خوب و یادگیرنده باسواد کسی است که کامیپوتر بدونه، در حالیکه تمایل به این داریم که شایستگی انسان رو هم با این ابزار تعریف کنیم... حتی تعریف انسان تحت تاثیر این ابزارها قرار می گیره...

از طرف دیگه ما این رسانه ها رو گاهی به کار می گیریم که زندگی بهتری داشته باشیم و وسیله ای در دست ما باشند، اما بر اساس اصل "رسانه همان پیام است"، بعد از مدتی این رسانه ها هستند که به ما شکل و فرم می دن و ساختار زندگی ما رو درست می کنند... مصداق های این رو دیگه امروز به راحتی می تونیم ببینم که کامپیوتر، ایمیل، اسمس، تلفن و غیره  چه تغییراتی در ارتباطات ما به وجود آوردن... هر چند شاید دوستان بگن که مگه بده یا مگه میشه غیر از این بود... گاهی به یاد جمله مارکس میفتم که میگه مدرنیت عالم رو به شکل خودش در میاره... اینقد اینها گاهی در زندگی ما رسوخ کرده و طبیعی جلوه کرده که بدیهی می نمایند...

یادی از متخصص دیگر رشته...

یکی از دوستان در پست دکتر احدیان اشاره کرده بودن که نام جناب آقای حمیدرضا مقامی هم در لیست بوده و به ایشون اشاره نشده، تشکر می کنم از تذکر این دوستمون. جالبه که گاهی اوقات ذهن چنان عمل می کنه که برخی پدیده ها که انتظارش رو نداره رو نمی تونه ببینه یا درک کنه... خوشحال شدم که تذکر این دوستمون باعث شد که نام جناب آقای مقامی رو هم در این لیست ببینیم... به ایشون از طریق مجازی! سلامی می کنم و آرزوی توفیق برای ایشون دارم... ناگفته نماند که ایشون در حال حاظر دانشجوی دکتری تکنولوژی آموزشی در دانشگاه علامه طباطبایی هستند و کسانی که ایشون رو می شناسن از همت و دغدغه مندی بالای این فرد و علاقه ایشون به رشته خبر دارن...

دکتر احدیان

سایت http://www.lumrix.net/ در مطلبی که به پیشگامان و افراد برجسته تکنولوژی آموزشی در دنیا اشاره کرده، نام دکتر احدیان هم به چشم می خوره... هر چند من خودم به شخصه افتخار ملاقات حضوری ایشون و استفاه کردن از کلاسهاشون رو نداشتم، اما از کتابهاشون بهره کافی رو بردم...

بی شک هر کسی که در یک زمینه عشق بورزه و کار کنه آینده گان قدر اون رو خواهند دونست... اما چه بهتر که در پیشگاه استاد، زمانی که هستند باشیم، نه حسرت بعد از دست دادن اونها... وقت رو غنیمت می شمارم و تشکری می کنم از استادهای گرانقدری که پای درسشون بودم و در شدن من و جهت زندگی من بی تردید سهم دارن...

جناب آقای دکتر نوروزی، جناب آقای دکتر فردانش، خانم دکتر علی آبادی، جناب آقای دکتر زارعی، جناب آقای دکتر امیر تیموری، جناب آقای دکتر نیلی، جناب آقای دکتر رشیدی، سرکار خانم اویسی، جناب اقای اسکویی و دیگر عزیزانی که از صحبت های گرانقدرشون استفاده کردیم... سایه تان سبز....


ارزش تعاملات در علوم انسانی

به نظرم یکی از دلایلی که مهندسی ها پیشرفت می کنن، اینه که اونها عینی تر کار و فکر می کنند. در حالیکه علوم انسانی ها بیشتر ذهنی هستند. امری که می تونه به علوم انسانی ها در عینی تر فکر کردن، کمک کنه، همین به وجود آوردن تعاملاته. وقتی که تو با کسی دیگه وارد تعاملات میشی، فکرهات عینی میشه. فکرها رو از سرت بیرون می کشی و میریزی روی میز. اونوقت می تونی ببینیش. البته چون من سبک فکر کردنم محاوره ای است، نظرم اینه. وقتی که من با کسی دیگه وارد صحبت می شم بهتر می تونم فکر کنم. به قول ویگوتسکی وقتی با کسی وارد صحبت می شی، بعضی فکرها به سراغت میاد.

تعاملات در علوم انسانیاز طرف دیگه اگه فکر یا نظری از ذهن طرف بیرون کشیده نشه و در مقام نقد قرار نگیره که ارزش اون یا بی پایه و اساس بودنش شناخته نمیشه. هر چند دلیل اصلی من جهت تاکید بر تعاملات و گفتگوها، اجتماعی ساخته شدن فکر و اندیشه است... خیلی جالبه برخی از افکار فقط در صورتی که دو طرف با همدیگه وارد صحبت بشن، ایجاد و به ذهن های اونها خطور می کنه...

به امید آن روز که تکنولوژیست های آموزشی جمع های هم اندیشی تشکیل بدن و به نقد آراء و اندیشه های همدیگه بپردازند...

سرقت ادبی

صداقت داشتن در مراحل گوناگون یک پژوهش بی شک رکن اصلی بالندگی و اعتماد علمی در هر حوزه ای است. در غیر این صورت بلبشویی صورت می گیرد که تشخیص اینکه نظرات یک فرد را باید منتسب به وی دانست یا نه، در پرده ای از ابهام صورت می گیرد و از طرف دیگر ارزش نظرات متخصصان پایمال می شود. نیک راشبی ویراستار مجله  British journal of educational technology در سرمقاله اولین شماره از سال 2013 به نکات جالبی در رابطه با سرقت ادبی اشاره کرده است. خواندن این سرمقاله دو صفحه ای خالی از لطف نیست...

دانلود سرمقاله

diffrences between declarative and procedural knowlendge

آلن گانیه در کتاب روانشناسی شناختی یادگیری مدرسه ای (the cognitive psychology of school learning) تفاوت بین دانش روندی و دانش بیانی را موارد زیر می داند:

      1-  دانش بیانی دانستن چیستی است، در حالیکه دانش روندی دانش چگونگی است.

      2 - دانش بیانی در موضوع و حوزه به مقدار زیادی متنوع است.

     3- دانش روندی نسبت به دانش بیانی پویاتر است. نتیجه دانش روندی انتقال دانش است، در حالیکه نتیجه دانش بیانی به یادآوری اطلاعات و دانش است. همچنین نتیجه دانش روندی، دانش جدید و محصول جدید است.

     4در مقایسه با سرعت بازیابی، دانش روندی اگر خوب آموخته شده باشد، در مقایسه با دانش بیانی سریعتر بازیابی می شود. به طوریکه اگر شخصی در موضوعی به مهارت رسیده باشد، معمولاً آن را بدون تفکر انجام می دهد. چیزی که در طبقه بندی دانش در حیطه روانی حرکتی به آن عادت می گوییم. در حالیکه به یادآوری دانش بیانی کندتر و نیازمند آگاهی است.

ادامه نوشته

هر دانش آموز یک تبلت

معاون فناوری وزارت آموزش و پرورش در راستای هوشمند سازی مدارس اعلام کرد که به هر دانش آموز یک تبلت اختصاص می یابد... این تبلت دانش آموزی دارای ویژگی های شخصی شده و نرم افزارهای خاصی است که امکان تبادل اطلاعات یادگیرنده با سیستم هوشمند مدرسه را امکانپذیر می کند...

لینک کامل خبر

بخشی از واقعیت نظام آموزشی ما

نظام آموزشی در ایده آل ترین حالتش باید پرورش دهنده خلاقیت و میدان دادن به بروز کنجاوی طبیعی یادگیرندگان باشه... اما این امر در بخشی از نظام آموزشی ما و توسط برخی معلمان برعکس رخ میده... یادگیرندگان و به طور کلی انسان از یک کنجکاوی طبیعی برخورداره که موضوعات خشک درسی که گاهی چون روش آموزش اونها غلطه، خشک به نظر میان، نه اینکه ماهیت موضوع درسی اینطوری باشه؛ نه تنها این کنجکاوی رو رشد نمیدن و جوابی واسش فراهم نمی کنند، برعکس گاهی چنان سعی در قبولاندن به یادگیرنده برای نگریستن دنیا از مجرای خاصی دارند، که قوه اولیه کنجکاوی هم از بین میره و آشکارا یادگیرنده از هرچی درس و مشق و یادگیری است گریزون میشه... در کلیپ زیر معلمی سعی در قبولاندن این مطلب به یادگیرندگان داره که دو به علاوه دو میشه پنج... در حالیکه خود یادگیرندگان احساس می کنند که این وسط یه اشتباهی داره رخ میده و بر خلاف فهم و درک طبیعی اونهاست... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.....

۵=۲+۲

تصویر دنیای فناوری در سال 2019

به تازگی مایکروسافت فیلمی منتشر کرده که تصویر دنیای آینده رو نشون میده... در این کلیپ پنج دقیقه ای ترسیمی از ابعاد آموزشی، علمی، بهداشتی، تجاری دنیای آینده ترسیم شده است. ابزارهای به گونه ای هوشمندانه طراحی شده اند که با دنیای اطراف سریع ارتباط برقرار کرده و اطلاعاتی در مورد آنها ارائه می دهند. فناوری های با استفاده از فناوری لمسی گامی نزدیک به سوی تعاملات آسان و کاربرپسند انسان - کامپیوتر برداشته اند...

در رابطه با دنیای اینترنت و اطلاعات گوناگون آن، بزرگترین مشکل بار اضافی اطلاعات یا اون چیزی که در ادبیات آموزشی تحت عنوان بارشناختی مطرح میشه، هست... اینکه چگونه یادگیرندگان و افراد دیگه این همه اطلاعات رو مدیریت می کنند، سوالی در خور تامل و قابل بررسی است... اینکه به مرور آیا الگوهای استفاده، بازنمایی، ذخیره خودشون رو پیدا می کنند که به تبع اون نظریه های یادگیری و آموزش هم دچار تغییراتی میشن و متناسب با این فضا باید تئوری پردازی های جدیدی شکل بگیره یا نه رو آینده ای نه چندان دور به ما خواهد گفت.....

دنیای فناوری در سال 2019 به روایت مایکروسافت

 

اجتماع تکنولوژی آموزشی

با سلام خدمت همه دوستان و علاقمندان به حوزه تکنولوژی آموزشی
در دنیای کنونی قدرت با کسانی است که فکر گروهی دارن، به اشتراک دانش می پردازند و سعی در ایجاد فرصت هایی برای ساختن گروهی دانش می نمایند. اجتماع تکنولوژی آموزشی جهت همگرایی صاحبان اندیشه، علاقه مندان و افرادی که در این زمینه دغدغه دارند ایجاد شده است... امید آنکه با اشتراک گذاری عقاید و دانسته هامون با یکدیگه هویتی جدید برای این حوزه رقم بزنیم... با احترام...

در جواب به پست "برترین دانشگاه مجازی ایران کدام است؟" از سید حمید حسینی

جناب آقای دکتر سید حمید حسینی از علاقمندان حوزه یادگیری الکترونیکی اخیراً در وبسایت خود یادداشتی تحت عنوان: "برترین دانشگاه مجازی ایران کدام است؟" نگاشته اند، که مطلب زیر نظر بنده به این پست بوده است.

با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار و تبریک برای کسب این شایستگی

البته اگه امکان این بود که چکیده مبسوطی از این پایان نامه و روش های ارزیابی این جنبه ها منعکس می شد، به حق راحتر میشد در این زمینه قاطع تر سخن گفت.
با این حال چیزی که به ذهنم میرسه و البته برداشتی از common sense یا همون عقل سلیم هست که در سایه مطالعات زمان دار به دست میاد، امری که باعث میشه دانشگاه های مجازی دینی بالاتر از میانگین در مقایسه با بقیه دانشگاه ها قرار بگیرند و دانشجویانی راضی داشته باشند، به حداقل دو دلیل بر میگرده. یکی اینکه به دلیل موافق بودن اهداف این دانشگاه ها با نگاه جمهوری اسلامی ایران بودجه این مراکز می تونه بیشتر باشه و حتی حمایت بیشتری بشن. از طرف دیگه دانشجویانی که این دانشگاه ها رو انتخاب می کنند، به جد علاقمند به حوزه خودشون هستن و کمتر همچون بقیه دانشگاه ها در پی کسب مدرک اومدن. بلکه اومدن که بیاموزند. به عبارتی در شروع کار در مقایسه با دانشجویان دیگر مراکز از انگیزه درونی بیشتری برخوردارند. خوب به عنوان یک عامل ورودی به نظام آموزشی انگیزه خیلی خیلی مهمه. و زمانی که این امر باشه حتی اگه یه فایل pdf ساده هم بارگذاری بشه، دانشجویان با عمق جان می خونن و امتحان میدن، در مقایسه با دیگر دانشجویانی که شیوه های تعاملی تر و فراهم کردن بسترهای مشارکتی بیشتر باید جبرانی برای کمبود انگیزه های اونها بشه. این موضوع رو خود بنده در مصاحبه ای که با دانشجویانی این مراکز و دیگر مراکز انجام دادم، هر چند روش مند نبوده، دریافتم.
با این حال این امر از شایستگی این مرکز چیزی کم نمی کنه و امیدوارم که روز به روز با کوشش های افراد دلسوز و علاقمندی همچون حضرت عالی، به دستاوردهای بهتری که قابل اشتراک گذاری با دیگر افراد مشتاق در این حوزه است، دست پیدا کنید.
با احترام...